تبليغاتX
سارا
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوست دارم اما معنیشو نمی دونن

از آدمایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن

ازاونایی که زیر بارون واسه ت می میرن ولی وقتی آفتاب میشه همه چی یادشون میره !!!!

 

دلم واسه وبلاگم کلی تنگ شده بود،ولی خب چه میشه کرد این مشغله هایی که وقت همه

چیزرو می گیرن.بازم میام.

فدای دوستای گل خودم

+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1387/05/22 و ساعت 4:50 بعد از ظهر |
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1386/12/07 و ساعت 2:40 بعد از ظهر |
دلم برای همه تنگیده

کجایییییییییییییییییییییییییییییییییید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خسته ام، خسته

+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1386/12/07 و ساعت 2:35 بعد از ظهر |
وای تولد تولد

عزیزم تولدت مبارک ببخشید که اون روز نشد ولی امروز زیاد با دیروز فرقی نمی کنه. قربونت ازراه دوره دور می بوسمت.

+ نوشته شده توسط سارا در پنجشنبه 1386/01/23 و ساعت 6:16 بعد از ظهر |
سلام دوستان بهترین روزدنیا روبه همتون تبریک می گم

قربونتون

+ نوشته شده توسط سارا در پنجشنبه 1385/11/26 و ساعت 4:13 بعد از ظهر |
سلام دوستان عزیز

شهادت امام حسین رابه همه ی شما تسلیت عرض می کنم

+ نوشته شده توسط سارا در دوشنبه 1385/11/09 و ساعت 3:0 بعد از ظهر |
وای خدای من

خودت کمکم کن

که بهش درست بفهمونم

امیدوارم که خودت فهمیده باشی

+ نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه 1385/10/20 و ساعت 9:41 بعد از ظهر |
عید سعید غدیرخم برشما عزیزان مبارک

خدایا خودت کمک کن

 

+ نوشته شده توسط سارا در دوشنبه 1385/10/18 و ساعت 11:26 قبل از ظهر |
سلام

همین الان واقعا ازکسی که بهش امید بسته بودم ناامید شدم

آخه چرا/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط سارا در یکشنبه 1385/10/17 و ساعت 5:51 بعد از ظهر |
 

چه کنم ؟چاره کجاست؟

سهم من دردل این ویرانی یک سبد بی تابی است

غم من تا به گل لاله سرخ دوشقایق باقیست

دیده ام بارانی است

کاش آنجا که دل ازعشق سخن ها میگفت

قلب ها ست نبود

کاش دراین دل تنگ

مهردربند نبود
+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/10/12 و ساعت 3:41 بعد از ظهر |

چه زیباست نوشتن وقتی می دانی اومی خواند

  چه زیباست سرودن وقتی می دانی اومی شنود

  وچه زیباست جنون وقتی می دانی اومی بیند   

+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/10/12 و ساعت 3:40 بعد از ظهر |

من نمی دانم وهمین درد مرا سخت می آزارد

که چرا انسان این دانا                                                   

درتکاپوهایش ره نبرده است به اعجازمحبت                        

ونمی داند دریک لبخند چه شگفتیها پنهان است                    

من برآنم که دراین دنیا خوب بودن به خدا سخت ترین کارهاست

من نمیدانم که چرا انسان تا به این حد با خوبی بیگانه است      

وهمین درد مرا سخت می آزارد    
+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/10/12 و ساعت 2:37 بعد از ظهر |
 

زندگی به من آموخت که همیشه فکرکنم اما فکرکردن نیاموخت که چگونه زندگی کنم

توآمدی به من آموختی که چگونه دوستت بدارم ولی نیاموختی که چگونه فراموشت کنم

ای کاش نیازدیدنت ازوجودم کاش احساس نیازدیدنت ازوجودم چون وجودت دوربود   
+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/10/12 و ساعت 2:27 بعد از ظهر |
عید سعید قربان

برشما دوستان گل مبارک باد

دوستون دارم خیلی زیاد

(راستی عزیزم عید توهم مبارک)

+ نوشته شده توسط سارا در یکشنبه 1385/10/10 و ساعت 4:53 بعد از ظهر |
دلم گرفته

نمی دونم چیکارباید بکنم

سردرگمم

خدایا خودت کمکم کن

+ نوشته شده توسط سارا در جمعه 1385/10/08 و ساعت 3:25 بعد از ظهر |

اگه روزی میون این بیابان تک افتاده ترین ویرونه بودم

حالا آبادترازیک قصرخورشیدافق هاروپوشونده تاروپودم

دیگه کسی روکه شب وروزواسه ی رسیدنم چشم انتظاره

به شوق دیدن دوباره ی من تموم لحظه ها رومی شماره
+ نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه 1385/10/06 و ساعت 4:32 بعد از ظهر |
سلام بچه ها

ما دوباره تعطیل شدیم

عجب حالی یه

+ نوشته شده توسط سارا در شنبه 1385/09/25 و ساعت 1:53 بعد از ظهر |
سلام بچه ها

ما دوباره تعطیل شدیم

عجب حالی یه

+ نوشته شده توسط سارا در شنبه 1385/09/25 و ساعت 1:50 بعد از ظهر |
سلام بچه ها

امروز کلی خسته شدم (آخه ازساعت ۱۲ صبح تا۸شب کلاس داشتم)

الانم منتظرم

انتظارخیلی سخته

+ نوشته شده توسط سارا در پنجشنبه 1385/09/23 و ساعت 9:36 بعد از ظهر |
فراموشـــي به اين آسونيا نيست اميد من دلم از تو جـــــدا نيســت مي خوام تو ياد من عشقت بميره ولي ازقـلب من مهرت رها نيست دارم آتـيش مي گـيرم از جــدايي ولي هيشکي به فکر قلب ما نيست خــــدايا پس مــيون ايـن همه دل چـرا حتي يکي شون با وفا نيست همه دنــيا مي دونن ايـن حــديثو کـه آرامــش براي عاشــقا نيست
+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/09/21 و ساعت 2:7 بعد از ظهر |
هر كسي آمد مرا در خويش پيدا كرد ورفت* در نگاهم بي كسي را يك معما كرد ورفت* با كليد خستگي درهاي حسرت را گشود* تكه هاي قلب خود را نذر فردا كرد و رفت* فكرهاي پخته اش را پشت افكارم نوشت* نسخه هاي بي كسي را بازامضاء كردورفت* در نگاهي كه مرورش ،ياد آبي پاك بود* كينه هاي كهنه اش را غرق دريا كردو رفت* دستهايش را پر از باران احساسم نمود* آسمان را در نگاه خاك معنا كرد ورفت

(عطیه ی عزیزم)

+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/09/21 و ساعت 1:55 بعد از ظهر |
به ياد روزهاي رفته و لحظه هاي گذشته، مي نويسم و مي نگارم آنچه بر من گذشت... مي نويسم از اشک و فرياد، از فغان و ناله هاي مانده در باد... از درد و رنج، از تنهايي و بي هم نفسي... از شکست و نفرت... از کينه مي نويسم و از حسرت تا بي نهايت باورش سخت است اما قلب اين مجسمه ي سنگي پر از درد است
+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/09/21 و ساعت 1:47 بعد از ظهر |
سلام سلام

من اومدم خوبین شما؟

منم خوبم

+ نوشته شده توسط سارا در دوشنبه 1385/09/20 و ساعت 8:43 بعد از ظهر |
دیشب قبل از خوا ب فال حافظ گرفتم.حافظ رو به عشقش قسم دادم تا جواب دلمو بده میدونی کدوم غزلش اومد ؟ دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از ان نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از ان مست که با مردم هشیار چه کرد اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد
+ نوشته شده توسط سارا در یکشنبه 1385/09/19 و ساعت 3:47 بعد از ظهر |
http://khalesara68.blogfa.com/
+ نوشته شده توسط سارا در یکشنبه 1385/09/19 و ساعت 3:43 بعد از ظهر |
 

ba arz tasof kybordam ghati karde va majboram injori benevisam

sorry

mikhastam be agha poriya begham

shoma aghe up nakonid behtare

va ziyad azyat nemishi

man dighe kamtar up mikonam(mahiyane)

chon vaght nadaram(akhe emsal konkor daram)

omidvaram ke ghabol besham

shoma ham doa konid

mer30

+ نوشته شده توسط سارا در شنبه 1385/09/18 و ساعت 5:48 بعد از ظهر |
سلام سلام بچه ها

ممنونم ازلطف شما

+ نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه 1385/09/15 و ساعت 9:53 قبل از ظهر |
سلام

بابت نظراتون از همتون ممنونم

 

+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/09/14 و ساعت 7:23 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/09/14 و ساعت 3:17 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط سارا در سه شنبه 1385/09/14 و ساعت 3:13 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM